عاشق دختر همسایه شده بودمنه این که او را دیده باشم یا گپ و گفتی با هم داشته باشیم فقط برای این که دختر بود و مادرم گاهی از او تعریف میکردنمی دانستم کی می آمد و کی میرفتاصلا هیچ وقت نشد با هم روبرو بشویمتا این که برف آمدرد پای دخترانه اش را صبح دیدم که از خانه شان به کوچه خط انداخته بودچقدر ذوقش را کردمدلم را بردانگار روی برف رقصیده بوداز آن محل رفتیمهیچ وقت همدیگر را ندیدیماما من هنوز عاشق آن رد پا روی برف ، مانده ام ...
برچسب:
نویسنده: میلاد جعفری
تاريخ: دوشنبه
2 بهمن
1402 ساعت: 7:07